راز سخن

شمارۀ ۱۴ - ول شکرلب

گذارم با ول شکر لب افتاد

گذارم با ول شکر لب افتاد
که روزم وعده داد و برشب افتاد
به روی سینه دلدار باقر
نه بارش آمد و نه شبنم افتاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.