راز سخن

شمارهٔ ۱۴

افسوس که آتشم ببیهوده فسرد

افسوس که آتشم ببیهوده فسرد
وین جام لبالبم رسیدست بدرد
کوشم که کنم دگر چراغی روشن
ترسم که چو برفروزمش باید مرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.