راز سخن

شمارهٔ ۷

آنم که نه آب در دلم جسته نه تاب

آنم که نه آب در دلم جسته نه تاب
وز باده فتاده مست بر خاک خراب
گر لطف تو دستگیر گردد گذرم
چون شعله از آتش و چو ماهی از آب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.