شمارهٔ ۴۸۶
دارم دلی هوای بسی خوب رو درو
دارم دلی هوای بسی خوب رو درو
یک قطره خون گرم و هزار آرزو درو
آیینه ییست دایره ی خط سبز تو
کز غایت صفا بتوان دید رو درو
نقاش صنع شکل دهانت ز نازکی
پرداخت آنچنان که نگنجید مو درو
دامن زدی بمجمر عود دلم بناز
پیچیده است چون گل نورسته بو درو
بستم در دل از جهت آنکه جای تست
تا غیر رو نیاورد از هیچ سو درو
بر شمع آفتاب زند خنده از طرب
هر دل که تافت پرتو روی نکو درو
بزمی که خفته اند حریفان بخواب خوش
خاموش به فغانی افسانه گو درو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.