شمارهٔ ۳۶۵
ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف
ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف
نیرنگ ساز خالت چشم سیاه یوسف
پیش تو مهوشان را رخ بر زمین طاعت
چون سجده ی کواکب در خوابگاه یوسف
غافل مشو که اخوان چون سر کشند ناگه
گرد و بال گیرد طرف کلاه یوسف
از چشم اهل مجلس چون سیل فتنه بارد
جا دارد اینکه باشد زندان پناه یوسف
در خشکسال هجران یعقوب را چه حاصل
گر آب خضر آید بیرون ز چاه یوسف
از چشم پیر کنعان شاید که تا لب نیل
در بارد ابر نیسان در پیش راه یوسف
قلب سیه فغانی آنجا چه وزن دارد
چین و چگل طفیلست در یک نگاه یوسف
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.