راز سخن

دوبیتی شمارهٔ ۱۵

یکی برزیگرک نالان درین دشت

یکی برزیگرک نالان درین دشت
به خون دیدگان آلاله می‌کشت
همی‌کشت و همی‌گفت ای دریغا
بباید کشت و هشت و رفت ازین دشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.