راز سخن

قطعه‌ها

شمارهٔ ۲۳ - حق استاد

گفت استاد مبر درس از یادیاد باد آنچه به من گفت استاد
یاد باد آن که مرا یاد آموختآدمی نان خورَد از دولت یاد
هیچ یادم نرود این معنیکه مرا مادر من نادان زاد
پدرم نیز چو استادم دیدگشت از تربیت من آزاد
پس مرا منت از استاد بُوَدکه به تعلیم من اُستاد اِستاد
هر چه می دانست آموخت مراغیر یک اصل که ناگفته نهاد
قدر استاد نکو دانستنحیف! اُستاد به من یاد نداد
گر بمردست، روانش پر نور!ور بُوَد زنده خدا یارش باد!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.