راز سخن

شمارهٔ ۱۲ - تقاضای وجهِ قبض

وزیرِخمسه اگر وجهِ قبضِ من ندهد

وزیرِخمسه اگر وجهِ قبضِ من ندهد
به حقِّ خمسهٔ آلِ عبا که بَد کَرْدَست
وگر تَعَلُّل بیشتر روا دارد
حقوقِ دوستی و مَردُمی لَگَد کردست
دگر چه عرض کُنَم دیرتر اگر بدهد
به دست خود چه بلا ها به جان خود کردست
نمی شناسد من کیستم ، گمان دارد
که این معامله با مادر صمَدْ کردست
زیاده وقت ندارم همین قَدَرْ تو بگو
که پول خواهد ایرج چو قبضْ رد کردست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.