شمارهٔ ۲۶ - نکته
طبع من این نکته چه پاکیزه گفت
طبع من این نکته چه پاکیزه گفت
سهل بُوَد خوردن افسوس مفت
مردم این مُلک ز کِه تا به مِه
هیچ ندانند جز احسنت و زِه
هرکسی اندر غم جانان خود است
فارغ از اندیشه نیک و بد است
بعد که مُردم ، همه یادم کنند!
رحمت وافر به نِهادَم کنند!
گر بر کناس بری یاس را
رنجه کنی شامه کناس را
زآنچه پس از مرگ برایم کنند
کاش کمی حین و بقایم کنند
دل به کف غصّه نباید سپرد
اوّل و آخر همه خواهیم مُرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.