راز سخن

بخش ۳۵۸ - خواندن کوش مردمان را به ایزد پرستی

وزآن پس بتان را بدان چهره کرد

وزآن پس بتان را بدان چهره کرد
که فرزانه او را از آن بهره کرد
چنین گفت پس بر سر انجمن
که از زیردستان ما، مرد و زن
نخستین به یزدان نیایش کنید
پس آن گاه ما را ستایش کنید
که او کردگار است و من شهریار
مرا و شما را بدوی است کار
شدند آن همه کشور ایزد پرست
جهان از کف دیو وارون بجست
ز شاهان، وز مردم لشکری
همان نامه آمد به فرمانبری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.