راز سخن

بخش ۴۸ - حکایت

واعظی وصف حوریان میکرد

واعظی وصف حوریان میکرد
شرح حسن عمل بیان میکرد
که: بهر مرد بیست حور دهند
جای در باغ و در قصور دهند
زنکی پیر از آن میان برخاست
که: همی پرسمت حدیثی راست
هیچ در خلد حور نر باشد؟
گفت: بنشین که آنقدر باشد
در بهشت ار شوی تو، ای ساده
نهلندت سلیم و نا گاده
با زن دول پند بی‌خرما
گردگانست و گنبد هر ما
توشهٔ خود بر آر از انبانش
سر فرو ده درین بیابانش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.