راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۵۴

خالی،که لبت همی بباراید ازو

خالی،که لبت همی بباراید ازو
خالیست سیه که مشک میزاید ازو
صد تنگ شکر خورد ز پهلوی رخت
ترسم که دهان تو به تنگ آید ازو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.