راز سخن

شمارهٔ ۱۸

امروز که یار من مرا مهمان است

امروز که یار من مرا مهمان است
بخشیدن جان و دل مرا فرمان است
نامرد بود که او نسازد با کس
آن کس که بساخت با همه مرد آن است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.