راز سخن

شمارهٔ ۹۱

ای گشته لبت آتش جان را تریاک

ای گشته لبت آتش جان را تریاک
آب چشمم ببرد عالم همه پاک
آن دل که ز دست من برون رفت چو باد
در پای تو افتاد به خواری در خاک

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.