راز سخن

شمارهٔ ۸۴

گر با من خسته دل بیفتد رایش

گر با من خسته دل بیفتد رایش
جان و دل و دیده هر سه سازم جایش
وآنگاه مرا زغایت سودایش
روزی بینی بمرده اندر پایش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.