راز سخن

شمارهٔ ۷۲

زین سان که تو را بی خودی و بی خبری است

زین سان که تو را بی خودی و بی خبری است
بر حال تو باید به دو صد چشم گریست
با خویشتن آی و این همه غفلت چیست
گر مرد رهی بهتر ازین باید زیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.