راز سخن

شمارهٔ ۱۷۶

در باغ رخت گر به تماشا گردیم

در باغ رخت گر به تماشا گردیم
از عقل بری شویم و رسوا گردیم
ما مستانیم و روی تو گلزار است
ترسم که از آن شکوفه رسوا گردیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.