راز سخن

شمارهٔ ۸۶

کرده است مرا عشق تو زان گونه شکار

کرده است مرا عشق تو زان گونه شکار
کز مستی عشق تو نگردم هشیار
گر من منم و غم غم عشقت ناچار
سر در سر کار تو کنم آخر کار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.