شمارهٔ ۴۳
از دل خبری دیدهٔ غمّاز آورد
از دل خبری دیدهٔ غمّاز آورد
واندوه زساز رفته ام باز آورد
نادیده دلم زفتنه ها ایمن بود
عشق آمد و باز فتنه ها باز آورد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.