راز سخن

شمارهٔ ۱

تا زآینه زنگ را کسی نزداید

تا زآینه زنگ را کسی نزداید
ممکن نبود که قابل نفس آید
نفس آینهٔ عقل تو شد پاکش دار
کز پاکی تو تو را به تو بنُماید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.