شمارهٔ ۲۶۶
زین سان که تو را بی خودی و بی خبری است
زین سان که تو را بی خودی و بی خبری است
چون حال تو را دید به صد چشم گریست
با خویشتن آی این همه غفلت چیست
گر مرد رهی بهتر ازین باید زیست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.