راز سخن

شمارهٔ ۲۴۶

بی روی توَم زخویشتن دل بگرفت

بی روی توَم زخویشتن دل بگرفت
وز درد توَم زمرد و زن دل بگرفت
از من دل من گرفت [و از دل] من نیز
از سوزش حال دل من دل بگرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.