راز سخن

شمارهٔ ۸۲

جان بر سر عشق پای فرسود ای دل

جان بر سر عشق پای فرسود ای دل
بر ما در هر حادثه بگشود ای دل
اکنون که فراق روی بنمود ای دل
زنده به کدام جان توان بود ای دل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.