راز سخن

شمارهٔ ۱۰۰ - الحقیقة

ما خود ز ازل عاشق و مست آمده ایم

ما خود ز ازل عاشق و مست آمده ایم
شیدا و خراب و حق پرست آمده ایم
دستم چه زنی که در مُصاف غم تو
بی پا و دل و دیده و دست آمده ایم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.