راز سخن

شمارهٔ ۱۵۵ - الرّضا و التّسلیم

ای گشته به اسباب غمت جانم شاد

ای گشته به اسباب غمت جانم شاد
از درد تو هرگز دل من سور مباد
هر کس که نمیرد چو من اندر پایت
او خود نبود زنده که هرگز مزیاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.