شمارهٔ ۲۴۵
گر سینه ما چاک ز نظاره بود
گر سینه ما چاک ز نظاره بود
ما را چه غم از طعنه بیکاره بود
تن خانه عاریت بود در بر جان
جان را چه زیان ز جامه گر پاره بود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.