راز سخن

شمارهٔ ۲۱۷

گر پیش تو سر ز کشتن افتد به سجود

گر پیش تو سر ز کشتن افتد به سجود
رنجیده مشو ز دامن خون آلود
هر کس که بخون در افکند بیگنهی
بر دامن او ترشحی خواهد بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.