راز سخن

شمارهٔ ۱۵

چه اختیار کسی را ز عاشقان گر یار

چه اختیار کسی را ز عاشقان گر یار
یکی بلطف بخواند و یکی ز چشم انداخت
ببزم شاه دو عودست و هر دو دارد دوست
یکی بسوخت در آتش یکی بلطف نواخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.