شمارهٔ ۱۲۸۰
هان ای خضر که آب بقا نوش کردهای
هان ای خضر که آب بقا نوش کردهای
یاران تشنه را چه فراموش کردهای
گوش رضا به حال محبان نمینهی
گویا ز دشمنان سخنی گوش کردهای
چون صاف عیش مردم هشیار داده
مارا ز درد هجر چه مدهوش کردهای
گر نالهای کند دل بدخو ز جور تو
او را گناه نیست، تو بدخوش کردهای
اهلی چو دور شاه علاء الدین محمد است
این جام سرخوشی ز کجا نوش کردهای
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.