راز سخن

شمارهٔ ۱۱۳۸

ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان

ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان
خوبان همه شاهند و تو شاه همه خوبان
گر پرده برافتد ز جمالت بقیامت
بخشند بروی تو گناه همه خوبان
ساعد بنما کان ید بیضا که تو داری
در معجزه خوبیست گواه همه خوبان
خاک ره هر طرفه غزالی که سگ تست
شد سرمه کش چشم سیاه همه خوبان
شد شیفتهٔ نرگس مستت بنگاهی
اهلی که بود مست نگاه همه خوبان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.