شمارهٔ ۱۰۶۱
چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
آهی کشیم و دل ز کدورت تهی کنیم
بر ما صفای خاک نشینی حرام باد
گر نسبتش به مسند شاهنشهی کنیم
دل زین چمن بزخم تو چون سیب سرخروست
رو زردی آن بود که هوای بهی کنیم
هرچند آگهند حریفان ز حال ما
ما هم نظر ز عالم کار آگهی کنیم
دزدیده آهوی تو نبینیم چون رقیب
ما شیر مشربیم چرا روبهی کنیم
ما از درت بکعبه چو مجنون نمی رویم
دیوانه نیستیم که این گمرهی کنیم
اهلی نظر چو آینه بر غیر او خطاست
هرچند ساده لوح کی این ابلهی کنیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.