شمارهٔ ۹۷۴
تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم
تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم
روزی بدود دل ز فراق تو شب کنیم
تا چند جام لعل نهد لب بلب مرا
ما کاسه های دیده ز خون لب بلب کنیم
مارا که دل چو غنچه ز محنت شکسته اند
با دلشکستگی چه هوای طرب کنیم
دور از قد تو چو نخل تو گرییم خون دل
چندانکه خار بادیه نخل رطب کنیم
هر ذره یی ز عکس جمال تو قبله ایست
گر رو کنیم سوی بتان زین سبب کنیم
وقت است کز هوای تو ای کعبه مراد
مجنون شویم و روی بملک عرب کنیم
اهلی نهاد روی ادب بر ره سگت
گر بی ادب زید بهلاکش ادب کنیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.