شمارهٔ ۹۵۴
ما از ازل به عشق تو دیوانه زادهایم
ما از ازل به عشق تو دیوانه زادهایم
پیش از وجود داغ تو بر دل نهادهایم
ما دردپرور غم عشقیم اگر ترا
دل دادهایم پیش جفا هم ستادهایم
اول ز هرچه هست نظر بستهایم ما
وآنگه به دوست چشم ارادت گشادهایم
ما را ز یار طالع اگر نیست چاره چیست
کز مادر زمانه بدین بخت زادهایم
اهلی ز دام عشق بسی رستهایم لیک
انبار در کمند بلایی فتادهایم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.