راز سخن

شمارهٔ ۸۷۷

در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش

در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش
ما سر بنهادیم که کس پا ننهد پیش
المنه لله که ز عشق تو رسیدیم
جایی که کسی پای از آنجا ننهد پیش
قسمت مگر این بود که از جام وصالت
جز خون جگر عشق تو ما را ننهد پیش
نقش ملک اندازه نقاش نباشد
تا صورت آن چهره زیبا ننهد پیش
اهلی نشود شاد کس از صورت شیرین
فرهاد صفت کوه غمی تا ننهد پیش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.