شمارهٔ ۸۱۸
ای به زیبایی و دلجویی ز خوبان خوبتر
ای به زیبایی و دلجویی ز خوبان خوبتر
صورتت خوبست و حسن معنی از آن خوبتر
از سیهپویان زلفت بوی اهل دل دمد
زانکه گر جمعند خوب و گر پریشان خوبتر
عاشق صاحب درون را گرچه صحبت خوش بود
با خیالت گر بود سر در گریبان خوبتر
خسته زخم دلم دردم به درمان کی رسد؟
نیست درمانی مرا از ترک درمان خوبتر
در دل اهلی بود درد پریرویان نهان
عشقبازی با بتان خوبست و پنهان خوبتر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.