راز سخن

شمارهٔ ۷۹۷

حسنت که ذره را مه تابنده میکند

حسنت که ذره را مه تابنده میکند
برقی است تا چراغ کرا زنده میکند
من کیستم که لطف تو خواند سگ خودم
مار ا کمال لطف تو شرمنده میکند
خود را بظل عشق رسان کاین همای بخت
مرغ خرابه طایر فرخنده میکند
ساقی ز بسکه لطف کند جام لاله گون
چون نرگسم ز شرم سرافکنده میکند
محمود باد عاقبت حسن آن پسر
کو پادشه برغبت خود بنده میکند
سرو من از میان جوانان مباد گم
کو سایه بر فقیر کهن ژنده میکند
خورشید چرخ را نرسد سایه یی زیار
این مرحمت به اهلی درمانده میکند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.