شمارهٔ ۷۴۴
وه که این شیرینغزالان بازی ما میدهند
وه که این شیرینغزالان بازی ما میدهند
هر کرا کردند مجنون سر به صحرا میدهند
حیرتی دارم که این دنیاپرستان از چه رو
با وجود روی خوبان دل به دنیا میدهند
شربت کوثر به نقد امروز ساقی میدهد
بینصیبان جان برای عیش فردا میدهند
گر به نقد جان دلا نوشی دهندت زان دو لب
فرصتی زین به چه باشد میستان تا میدهند
عشوه شیرینلبان اهلی مخر کاین ساقیان
زهر پنهان است هر جامی که پیدا میدهند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.