شمارهٔ ۶۸۲
دفع غم دور از تو میل بادهام چون میشود
دفع غم دور از تو میل بادهام چون میشود
در دهان چون زهر تلخ و در جگر خون میشود
مست و خندان بر سر عاشق مران بهر خدا
کش عنان اختیار از دست بیرون میشود
همچو شمعم آتشی کز مهر رویت در گرفت
گریه آن را کی نشاند بلکه افزون میشود
آن همه پیکان که لیلی بر دل اغیار زد
یک به یک پیدا کنون از خاک مجنون میشود
کوکب بخت کرا تا خواهد امشب سوختن
آه اهلی کز دل سوزان به گردون میشود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.