راز سخن

شمارهٔ ۶۲۰

جان به فکر جهان نمی‌ارزد

جان به فکر جهان نمی‌ارزد
این جهان هم به آن نمی‌ارزد
بر زمین یک زمان چو دلتنگی
به زمین و زمان نمی‌ارزد
سود عالم زیان عاقبت است
هیچ سود این زیان نمی‌ارزد
صحبت باغ اگرچه روح‌افزاست
منت باغبان نمی‌ارزد
پیش ما عاشقان ناپروا
زندگی رایگان نمی‌ارزد
ذوق مستی و می‌ْپرستی هم
طعنه ناکسان نمی‌ارزد
اهلی از کس مخواه مرهم دل
که به زخم زبان نمی‌ارزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.