شمارهٔ ۳۳۸
در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت
در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت
شمعی است که پروانه ازو سوختن آموخت
آنروز که تعلیم نظر کرد مرا عشق
اول ز رخ غیر نظر دوختن آموخت
دل سوختن آموخت چو پروانه بعاشق
آنکس که بدان شمع برافروختن آموخت
بلبل ز سرشک از غم گل دانه فشان است
مورست که حرصش همه اندوختن آموخت
از فیض ازل علم نظر بازی اهلی
فنی است که بی زحمت آموختن آموخت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.