راز سخن

شمارهٔ ۱۷

خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را

خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را
هزار مهر و محبت فزوده‌ای ما را
جفا نموده‌ات اکنون طریق رندی نیست
چنان نما که در اول نموده‌ای ما را
اگر حدیث پری بر زبان ما بگذشت
به جان دوست که در دل تو بوده‌ای ما را
به خنده‌ای که از آن پسته‌دهن کردی
دری ز عالم معنی گشوده‌ای ما را
چه حاجت است که لافیم از وفا چون تو
به صدهزار جفا آزموده‌ای ما را
سگ توییم که از لطف و پاکدامانی
غبار از آینه دل زدوده‌ای ما را
به عشوه گفت که اهلی گر از تو دل بردیم
تو هم به لطف سخن دل ربوده‌ای ما را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.