راز سخن

رباعی شمارهٔ ۴۴۰

چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی

چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
وز دل اثری نماند جز رسوایی
ای جان تو چه می‌کنی که را می‌پایی
نیکو سر و کاریست تو در می‌بایی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.