راز سخن

رباعی شمارهٔ ۴۲۰

با دل گفتم که‌ای همه قلاشی

با دل گفتم که‌ای همه قلاشی
چونی و چگونه‌ای کجا می‌باشی
دل دیده پرآب کرد و گفتا که خموش
در خدمت خیل دختر جماشی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.