راز سخن

رباعی شمارهٔ ۲۱۷

وصل تو که از سنگ برون می‌آید

وصل تو که از سنگ برون می‌آید
در کوکبهٔ خیال چون می‌آید
با هجر همی‌گوید ازین رنگرزی
من می‌دانم که بوی خون می‌آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.