راز سخن

رباعی شمارهٔ ۲۰۳

یک شب مه گردون به رخت می‌نگرید

یک شب مه گردون به رخت می‌نگرید
وز اشک ز دیده خون دل می‌بارید
یک قطره از آن بر رخ زیبات چکید
وان خال بدان خوشی از آن گشت پدید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.