راز سخن

شمارهٔ ۴۳۸

ای آنکه جویبار جهان از نهال جود

ای آنکه جویبار جهان از نهال جود
خالیست تا تو سرو سعادت برسته‌ای
الا نظیر خویش که آن را وجود نیست
از روزگار یافته‌ای هرچه جسته‌ای
دست از سرم به علت تقصیر برمگیر
تو کار خویش کن که نه شیران مسته‌ای
پارم سه دسته کاغذ نیکو بداده‌ای
امسال از آن حدیث ورق چون بشسته‌ای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.