راز سخن

شمارهٔ ۴۱۵ - در مرثیهٔ مجدالدین ابوالحسن عمرانی

هیچ می‌دانی که در گیتی ز مرگ بوالحسن

هیچ می‌دانی که در گیتی ز مرگ بوالحسن
چرخ جز قحط کرم دیگر چه دارد فائده
ای دریغا آنکه چون یادش کند گوید جهان
ای دریغا حاتم طایی و معن وائده
روزهٔ روزی درآمد خواجه بی‌روزی مباش
یاد می‌کن ربنا انزل علینا مائده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.