شمارهٔ ۳۲۳ - در مطایبه
گویند که در طوس گه شدت گرما
گویند که در طوس گه شدت گرما
از خانه به بازار همی شد زنکی لال
بگذشت به دکان یکی پیر حصیری
بر دل بگذشتش که اگر نیست مرا مال
تا چون دگران نطع خرم بهر تنعم
آخر نبود کم ز حصیری به همه حال
بنشست و یکی کاغذکی چکسه برون کرد
حاصل شده از کدیه به جوجو نه به مثقال
گفتا ده ده ده گز حصصیری سره را چند
نه از لللخ و از ککنب وزنه نه نال
شاگرد حصیری چو اداء سخنش دید
گفتش برو ای قحبهٔ چونین به سخن زال
تدبیر نمد کن به نمد گر شو ازیراک
تا نرخ بپرسی تو به دی ماه رسد سال
جان من و آن وعدهٔ نطع تو همین است
از بس که زنی قرعه و گیری به ادا فال
هان بر طبق عرض نهم حاصل این ذکر
هین در ورق هجو کشم صورت این حال
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.