راز سخن

شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کند

ای بزرگی که کلک وهمت تو

ای بزرگی که کلک وهمت تو
روی امید را چو لاله کنند
از یک احسان تو شکسته‌دلان
جبر کسر هزار ساله کنند
به نماز در تو بگرایند
آن کسان کز نیاز ناله کنند
قحط فرموده قلتبانی چند
که خری را به یک نواله کنند
در وثاق من آمدند امروز
تا بلا را به من حواله کنند
دفع ایشان نمی‌توانم کرد
جز به چیزی که در پیاله کنند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.