راز سخن

شمارهٔ ۱۸۹

خداوندا رهی را شاهدی هست

خداوندا رهی را شاهدی هست
که چرخ از عشق او پروین فروشد
مدام از شاخ زلف و باغ رخسار
به عاشق سنبل و نسرین فروشد
مرا گوید به مستی هرزه بفروش
که عاشق وقت مستی آن فروشد
به پیران سر نکو ناید که چاکر
برای لوت او سرگین فروشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.